تبليغاتX
عشق

تبليغات



نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 ساعت 19:40 توسط علی (امپراطور)
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


سلام به وبلاک من خوش اومدین عاشقا

آه ای خدای قادر بی همتا
از دیدگان روشن من بستان
شوق به سوی غیر دویدن را
لطفی کن ای خدا و بیاموزش
از برق چشم غیر رمیدن را
عشقی به من بده که مرا سازد
 همچو فرشتگان بهشت تو
 
آه ای خدای قادر بی همتا
از دیدگان روشن من بستان
شوق به سوی غیر دویدن را
لطفی کن ای خدا و بیاموزش
از برق چشم غیر رمیدن را
عشقی به من بده که مرا سازد
 
 همچو فرشتگان بهشت تو


نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 ساعت 19:39 توسط علی (امپراطور)
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت

















نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 13:6 توسط علی (امپراطور)
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...

 

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...

چون دنيا يه روز تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل گلی...

چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...

نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...

چون شب هم بالاخره تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...

چون اب که هميشه پاک نميمونه...

نميخوام بگم که دوستت دارم

بلکه من عاشقتم...

هر لحظه و ساعت زندگي در حال تغيير است
زندگي گاهی سايه و گاهی آفتاب است
پس هر لحظه تا جايی كه ميتوانی زندگي كن
چون لحظه ای كه وجود دارد شايد فردا نباشد
كسی كه تو را از صميم قلب بخواهد
به سختی در دنيا پيدا ميشود
پس چنين انسانی اگر جايی هست
فقط اوست كه از همه بهتر است
پس تو آن دست را بگير
چون آن مهربان شايد فردا نباشد
پس هر لحظه تا ميتوانی زندگي كن

چون لحظه ای كه وجود دارد شايد فردا نباشد

برای استفاده از سايه ی پلكهای تو

اگر كسی نزديك تو آمد

اگر صد هزار بار هم مواظب قلب ديوانه ی خود باشی

باز هم قلب تو به تپش در خواهد آمد

ولی فكر كن اين لحظه ای كه هست

داستان آن شايد فردا نباشد



نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385 ساعت 19:27 توسط علی (امپراطور)
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


نازی

 بچه ها چرا اينقدر وبلاگ بي حال شده. بعضي ها كه روشون كم شد و رفتن و ديگه كلكل نمي كنن وب ما هم آروم شده. چه جالب . راستي آقاي به اصطلاح ديوونه ( تابلوئه كه پسري ) شما مشكلت با ما چيه؟ مطمئنم سنت كمه. اون قدر بچه اي كه وقتتو صرف نوشتن مطالب بيهوده مي كني. آدم بيكار! راستي پسردايي نسبتا بزرگ تو به ما ميگي بي جنبه ولي بدون پشيمون مي شي آقا كوچولو!راستی بهم بگو امروز کارت به کجا رسید؟!



نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 ساعت 20:10 توسط علی (امپراطور)
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


ارتباط با مدیر

لینک دوستان سایت)()()()()()

adambarfi1673@yahoo.com

amir_khan797@yahoo.com

www.tehran360.com

www.yahoo.com

www.yasernemati.mihanblog.com

 



نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 ساعت 19:59 توسط علی (امپراطور)
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


عاشقی

 

 

 



نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 ساعت 19:47 توسط علی (امپراطور)
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


عید آمد و شادمانی آورد

عید آمد و شادمانی آورد

سر سبزی و کامرانی آورد

گل جامهْ رنگ رنگ پوشید

از چشمهْ خشک آب جوشید

رویید بنفشه بر لب جوی

آشفته نمود بید گیسوی

نرگس بگرفت تاج بر سر

بنشست کنار سنبل تر

آراست بهار خوش جهان را

بگشود چوچتر ارغوان را

بر شاخهْ خشک زد جوانه

بشکفت شکوفه دانه دانه

همراه نسیم بامدادی

پر گشت جهان ز شور و شادی

پروانه به رقص و ناز آمد

نوروز و بهار باز آمد

آورد سرود رود ،آرام

از کوه کبود بر تو پیغام

هر روز تو باد عید نوروز

برکام تو زندگی شب و روز

This Template designed by Atelobatel , Copyright © 2007 all rights reserved